کتابخانه روستای قایش

کتابخانه روستای قایش

کتابخانه روستای قایش

کتابخانه روستای قایش

کتابخانه روستای قایش

طبقه بندی موضوعی

۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

حدیث غدیر

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر



احادیث زیبا در مورد عید غدیر


امام صادق علیه السلام: روز غدیر خم در میان روزهای عید فطر و قربان و جمعه همانند ماه درمیان ستارگان است. (اقبال سید بن طاووس-ص466)


سروش آفتاب

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر
نام کتاب: سروش آفتاب
توضیحات: مقدمه، متن و ترجمه‌ی خطابه‌ی غدیر
مولف و مترجم: سید حسین حسینی
ناشر: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر
نوبت چاپ: اول / ۱۳۹۱
تعداد صفحات: ۱۵۷ صفحه
تیراژ: ۲۰۰۰۰ نسخه
شابک: ۹-۳۶۰-۵۳۹-۹۶۴-۹۷۸
کتاب سروش آفتاب، خطابه غدیر، سروش آفتاب
توضیحات:

در این کتاب ابتدا به مقدمه‌ای پرداخت شده است که حاوی کلیاتی در مورد واقعه‌ی غدیر و حدیث غدیر است و به طور اجمالی به بررسی راویا ن و منابع این خطبه می‌پردارد درضمن این که به تعدادی از شبهات رایج در مورد غدیر پاسخ می‌گوید. سپس در بخش اصلی کتاب متن کامل عربی خطبه را به همراه ترجمه‌ای شیوا و روان می‌آورد.
لازم به ذکر است که این کتاب به صورت نفیس چاپ شده است و نسخ بسیار زیبایی از آن در دست است.

عید غدیر مبارک

دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر



چشم نوشته های یک عکس

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر

 

کتاب عکس چشم نوشته ها، روایتگر لحظه های ناب دفاع مقدس از دریچه دوربین احسان رجبی است.

  

چشم نوشته های یک عکس

 

« چشم نوشته ها» مجموعه  ای از عکس های احسان رجبی از دوران حضورش در دفاع مقدس، که یادآور دلهره های نبرد و لحظه های نابی است که یک عکاس نوجوان در وسط میدان جنگ شکار کرده است
 این مجموعه که به همت انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس تهیه شده، نخستین جلد از مجموعه معرفی آثار فردی عکاسان شاخص ایران است. آلبوم «چشم نوشته ها» به عکس های احسان رجبی اختصاص دارد. انتشار آثار فردی عکاسان شاخص از سوی این انجمن با هدف معرفی هویت هنری آنان صورت می گیرد.
 احسان رجبی که ما اکنون او را به عنوان مستند ساز و در زمره عکاسان جنگ می   شناسیم، در ابتدای یادداشتش بر این کتاب می نویسد: «عکاس نبودیم؛ عکس می گرفتیم. رفته  بودیم جبهه که بجنگیم. اما چیزی اطرافمان می گذشت که نمی شد تعریف کرد... چهارده سالمان بود. با هم سن  و سال هایمان، در خط مقدم عملیات والفجر مقدماتی می جنگیدیم.»
«چشم نوشته ها»ی رجبی با عکسی از اعزام نیرو به عملیات والفجر هشت و با ریتمی که نشان از عزم راسخ رزمندگان دارد، آغاز می شود. هرچند این تصاویر از سال های متعدد هشت سال جنگ تحمیلی گرد آوری شده اند اما چینش مناسب عکس ها، اوج و فرود های نبرد را به شیوایی بازگو می کند و به خوبی طعم تلخ ناکامی و شیرینی پیروزی را در صحنه های مختلف به کام مخاطبش می چشاند.

  ترکیب بصری عکس های این دو (احسان رجبی و سعید جانبزرگی) حاکی از ذهنیت شفاف آن ها در گزینش و چیدمان عناصری بود که باطن آن جنگ خونین را بی پیرایه و شفاف تصویر می کردند.

تصاویری از ماجرای تلاش حاجی بخشی برای خاموش کردن خودروی به آتش کشیده شده پسر و دامادش در مسیری معروف به «سه راه شهادت» (صفحه 66 و تصویر روی جلد آلبوم) و عکس هایی از شهید امیر حاج امینی که لبخند کمرنگش، به آرامش رسیدن روح او را دقایقی پس از شهادت به نمایش می گذارد، از جمله مشهورترین عکس های احسان رجبی اند که در این آلبوم نشسته اند.
احسان رجبی در ابتدای کتاب نوشته است: «عکاس نبودیم؛ عکس می گرفتیم. رفته بودیم جبهه که بجنگیم، اما چیزی اطرافمان می گذشت که نمی شد تعریفش کرد. کسی باور نمی کرد. ما گنگ خوابدیده بودیم و عالم تمام کر و کور. باید سند جمع می کردیم؛ سندی که اگر زنده ماندیم، نشانمان بدهد که خواب نبود ه ایم، خواب نمی دیده ایم.
هیچ کدورتی با دشمنی که جلوی رویمان ایستاده بود و داشت مثل باران، گلوله بر سرمان می ریخت نداشتیم. آن ها «برادران مزدور» ما بودند. کافی بود اسیر شوند تا این طرف خط بچه ها در اوج تشنگی آب نداشتن، قمقمه هایشان را هم به آنان بدهند. به فرمان امامی که دوستش داشتیم و همه چیزمان بود، به جبهه آمده بودیم و حالا در اوج گرما و تشنگی، در دشتی صاف و بی حفاظ گیر افتاده بودیم و یکی یکی درو می شدیم. اما فریاد؟! شکایت؟! حاشا.»
در بخشی از مقدمه کتاب به قلم سعید صادقی آمده است: «ترکیب بصری عکس های این دو (احسان رجبی و سعید جانبزرگی) حاکی از ذهنیت شفاف آن ها در گزینش و چیدمان عناصری بود که باطن آن جنگ خونین را بی پیرایه و شفاف تصویر می کردند. عکس هایی که قطعه ای گمشده، اما تأثیرگذار و تعیین کننده را حکایت می کرد که به شکست و پیروزی معنای دیگری می داد. از این حیث زاویه نگاه جاری احسان رجبی با آن انگیزه اثرگذار در ثبت لحظه های زندگی که در جنگ جریان داشت، نگاهی است که «تاریخ مصرف» ندارد.»
این مجموعه به دو زبان فارسی و انگلیسی، با توضیحات کافی برای هر عکس فراهم آمده است اما یادآور نشدن تعداد عکس ها در شناسه کتاب یا دست  کم، شماره گذاری نکردن تصاویر منتشر شده در این کتاب عکس، از ایراد هایی است که می توان از نظر ساختاری بر چاپ این آلبوم بین المللی گرفت.
احسان رجبی که در عملیات های مختلفی مانند والفجر مقدماتی، کربلای یک، والفجر 8 و کربلای 5 تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حضور داشته است، پس از دوران دفاع مقدس، عکاسی از واقعه ناگوار جنگ را رها نکرد و با دو دوره حضور در جنگ لبنان و جنگ های بوسنی و عراق بر تجربه هایش در این زمینه افزود.
«چشم نوشته ها» را انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس با صفحات گلاسه، در 155 صفحه، با شمارگان 5  هزار نسخه، در قطع گالینگور وزیری روانه بازار نشر کرده است.

قصه های امیر علی

دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۴۹ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر


 
 


قصه های امیر علی 2
نویسنده : امیر علی نبویان
ویراستار: ابوالقاسم شهلایی مقدم
تصویرگر: یاشار صلاحی
شمارگان :2000  نسخه
نوبت چاپ : دوم : پاییز1391
قیمت :7000  تومان
ناشر : نقش و نگار



بلاخره قصه های امیر علی 2 از قفس های کتابخانه دل کند و به صفحه ی وبلاگم پیوست!
آغاز ماجرا به آن جایی بر می گردد که یکی از دوستان بنده با قدم هایش خانه ی ما و مخصوصا اتاقم را منور فرمود!اواسط گفت و گویمان بود که جلد1 قصه های امیرعلی را نشانش دادم.البته دوستم شناخت نسبی از نویسنده داشت و فقط محض اطلاع این که این کتاب ،همان کتاب امیرعلی نبویان رادیو هفت هست،موضوع را مطرح کرده بودم.
دوستم (از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان دستی از دور بر آتش نویسندگی دارد)نگاهی سرسری به کتاب انداخت و گفت:این همونی نیست که انشاء می نویسه!!!
من هم در حالی که به شدّت توی ذوقم خورده بود و توی دلم هزار بد و بیراه به خودم نثار می کردم  دردفاع از مواضع به خطر افتاده ی کتاب خریده شده برخاستم و گفتم :انشاء نیستش ، قصّه است و تمام پارامترهای یه قصّه ی خوب و داره و خاصّیت و ویژگی های قصّه(که این مجموعه داستان عنوان آن را یدک می کشد) به همین شکلی است که آقای نبویان آورده اند و...
بگذریم،از این ماجرا زمان زیادی نگذشته بود که راستش گفتار آن روز دوستم بگی نگی در افکارم تاثیر گذاشت و در یکی از گپ و گفت های خواهرانه ضمن بیان اظهار نظر دوستم انتقاد کوچکی هم از طرف خودم به آن اضافه کردم و با آبجی خانم مطرح کردم که ای کاش زبانم لال می شد و مطرح نمی کردم!ایشان که از طرفداران آقای نبویان هستند اظهار نظرم را مبنی بر حسد و بخل و کینه و...و صد البته غیر کارشناسی تشخیص دادند!!!
چند روز پیش که بعد از مدت طولانی سراغ جلد دوم قصه ها رفتم پرونده دوباره به جریان افتاد و آغازی نو برای متلک های خواهرانه!به این شکل که هر وقت در لابه لای کتاب می خندیدم(که البته گاهی هم حد و مرز خنده را رد می کرد و تبدیل به قهقهه می شد)خواهر عزیزم در هر منطقه از خانه که بود فی الفور خودش را به من می رساند و با قیافه ی حق به جانبی می گفت:حالا هی بگو قصّه های امیر علی بده!


نتیجه ی اخلاقی
1)هیچ وقت در مهمانی های دوستانه مراسم رونمایی از کتاب به راه نیندازید؛از جمله وقتی که یکی از میهمانان دستی برقلم داشته باشد!!!
2)افسار افکارتان را به دست دوستان دست به قلم ندهید که با اطلاعات نه چندان موثقشان روزگار چندان جالبی برایتان نمی گذارند!
3)تا حد امکان در مورد مجموعه داستان مورد علاقه ی خواهرتان مسائل جنجالی به راه نیندازید و او را حساس نکنید.
4)موقع خواندن کتاب طنز آرام بخندید و اگر مقدور نبود در جای امنی پناه بگیرید تا از هجوم آماج متلک های خواهرتان در امان باشید.

طرح 50 کتاب سال(شهریورماه)

پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۴۳ ق.ظ | اعظم احمدی | ۰ نظر